006

 

« بعضی امور با فهم عمومی سنجیده می شود . مثلن قرار دادن دکمه در جلو پیراهن مسئله ای منطقی است ، چون بستن دکمه هایی که در پهلو قرار گرفته باشد مشکل است و اگر در پشت باشد غیرممکن است .

سایر امور وقتی تثبیت می شوند که مردم بیشتری آنها را آنگونه بپذیرند . من دو نمونه به تو می دهم . آیا هیچ وقت فکر کرده ای که کلیدهای ماشین تحریر چرا بدان ترتیب قرار گرفته اند ؟ »

« نه ، فکر نکرده ام ! »

« ما آنرا صفحه کلید QWERTY می نامیم ، چون این ترتیب ِ حروف در سطر ِ اول استقرار ِ کلیدهاست . من یکبار به این فکر افتادم که چرا اینطور است جواب آن را یافتم : اولین ماشین تحریر در سال 1873 شولز اختراع کرد تا خوشنویسی را توسعه دهد ، ولی مشکلی پیش آمد : اگر فردی سریع ماشین می کرد کلیدها به هم برخورد می کرد و دستگاه از کار می افتاد . بعد شولز روش کلید QWERTY  را طراحی کرد ؛ صفحه کلیدی که ماشین نویس ها را وادار می کرد آهسته تر کار کنند . »

« باور نمی کنم »

« ولی حقیقت دارد . از قرار معلوم رمینگتون ــ که هم چرخ خیاطی و هم تفنگ تولید می کرد ــ صفحه کلید Q W E R T Y را برای اولین بار در ماشین تحریرهایش به کار گرفت . یعنی مردم بیشتری مجبور شدند آن الگوی خاص را بیاموزند ، و شرکتهای بیشتری از آن صفحه کلیدها تولید کردند ، تا اینکه به صورت تنها شیوه ی ممکن درآمد . تکرار می کنم : صفحه کلید ماشین های تحریر و کامپیوتر ها طوری طراحی شده اند که مردم آهسته تر ماشین کنند ، نه سریع تر ، می فهمی ؟! »


/ 0 نظر / 13 بازدید