بهترین کتابهایی که خوندم !

معرفی کتاب

011

 

به دور از مردم شوریده (رُمان)

تاماس هاردی

Far From The Madding Crowed

Thomas Hardy

 

 

 

 

اون دسته از دوستانی که از وبلاگهای قبلی من رو میشناسند ، مخصوصن وبلاگ باطله ی ذهنم ! ، می دونن که من به تاماس هاردی و به خصوص به این رمانش ارادت خاصی دارم !

تا دلتون بخواد می تونم از متن کتاب تیکه های زیبا براتون بنویسم !

چند تا رو توی ادامه مطلب میذارم که حتمن بخونید !

داستان به سبک رُمان های کلاسیک قرن نوزدهم انگلستان و نگارش مخصوص هاردی نوشته شده !

مثل همیشه داستان توی یه روستا اتفاق می افته ! بت شبا اوردین شخصیت نقش اول زن داستان دچار سردرگمی در عشق میشه .

"او وارث مزرعه ای می شودو عشق و علاقه سه خواستگار متفاوت را به جانب خویش می کشد: نخست گابریل اوک،که مردی خاکی و ساده و بی آلایش است؛ دوم گروهبان فرانسیس تروی جوان؛ وآخر از همه آقای بالدوود مزرعه دار، که مردی است میانسال و مورد احترام. انتخاب " بت شبا" و تراژدیی که این انتخاب به بار می آورد جان مایهاصلی داستان است ."

فقط ممکنه یه مقداری سخت بتونید گیر بیارید کتاب رو ، خودم اونرو از کتابخونه عمومی آزادی ( همدان - میدان فردوسی ) گرفتم . امیدوارم از خوندنش بی نصیب نمونید !

در ضمن تاماس هاردی از شاعران به نام انگلستان نیز هست . می تونید یکی از اشعار اون رو اینجا بخونید !

 



 

با همان قیافه ای که سگش خوراک خود را انتظار می کشید

او نیز چشم انتظار پدیدار شدن  دختر  بود !

و خود کاملا متوجه این تشابه بود . . .

و این را چیزی خفت آور می دانست ،

چندان که  سگش  را نگاه نمی کرد . . . !

 

 

//

 

 

"اوک" با شنیدن این سخنان به دیدن چهره اش کنجکاوتر شد . اما چون کلاه شنل دختر و موضع خود او که بالاتر بود وی را از این کار باز می داشت احساس کرد که برای درک تفصیلات خطوط چهره ناچار باید از خیالش کمک بگیرد . . . . . . . .

 

 

//

 

سعی داشت این احساس خوش را که با اوست و سرش بر دامن اوست

تا نگذشته و جزء گذشته ها نشده ، دریابد و ادراک کند . . .

آرزو می کرد که ، دختر ، این احساس او را بفهمد امّا

اگر می توانست بوی خوشی را در یک توری بگذارد و با خود به اینجا و آنجا ببرد

می توانست این احساس ادراک ناشدنی را هم

در تار و پود خشن زبان القاء کند !

به این جهت خاموش  ماند . . . !!!

 

//

 

بر اثر یکی از آن تصادفهای غریبی که طی آن طبیعت ، چون مادری گرفتار لحظه ای دست از تلاش و تقلای مستمرش می کشد و بر می گردد تا کاری کند که کودکش لبخند بر لب آورد ، دختر نیز اکنون شنل را از دوش افکند و با این عمل خرمنی از گیسوان تیره بر ژاکت سرخش فروریخت . . . . . . . .

باری ، بی آنکه خواسته باشیم کیفیتی پری گونه را به این قیافه اسناد دهیم باید بگوییم که در اینجا " نقــد " در مقام چیزی بیجا و بی مورد خویشتن داری گزید ، و با احساس اگاهی بسیار از حظ و لذت ، مدتی در تناسب اندامش سیر کرد . . . . . . . .

 

 //

 

برخی کسان شب هنگام که خویشتن را تنها می یابند

وجود مصاحبی را مغتنم می شمارند

احساس بیم و هراس می کنند . . .

اما چیزی که بیش از این ، احساس را در فشار می گذارد

کشف همدمی اسرار آمیز به هنگامی است که

احساس و اشراق و حافظه و قیاس و قرینه و احتمال و . . .

خلاصه تمام شواهد و بیّنات منطقی ، همه جمع آمده اند

تا ضمیر آگاه را متقاعد کنند به اینکه

تنهاست و در انفراد کامل است .

 

//

 

ظاهر کار این بود که سگ بینوا ، که هنوز تحت تاثیر این اندیشه بود که چون او را برای این نگه داشته اند که دنبال گوسفندان بدود ، پس هر چه بیشتر بدود کار بهتری رده است ، پس از پایان خوراک ــ که شاید هم نیرو و روحیه ی بیشتری به او داده بود ــ همه ی میشها را به یک گوشه رانده و این موجودات ترسو را ناگزیر کرده بود که از پرچین بالای مزرعه بگذرند و با به ستوه آوردنشان به انها شتاب کافی داده بود تا آن بخش از نرده را بشکنند . . . . و به این ترتیب آنها را از پرتگاه به زیر افگنده بود !

باری ، او کارش را بیش از اندازه خوب انجام داده بود ، آنقدر که وجودش دیگر برای صاحب کار زاید بود ، پس در ساعت دوازده همان روز در گوشه ای اعدام شد . این هم موردی دیگر از سرنوشت ناگواری است که اغلب در انتظار سگان و فیلسوفان مشابهی است که رشته ی تفکر را تا وصول به نتیجه ی منطقی دنبال می کنند و در این جهانی که در آن زندگی به طور عمده مبتنی بر سازش و مداراست راه و رویه ای مستقیم و بی گذشت اتخاذ می کنند . . . . . . . .

 

 

تامس هاردی - به دور از مردم شوریده


   + محمد رضا محمدی مهر ; ٤:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٥/۱٠
comment نظرات ()