بهترین کتابهایی که خوندم !

معرفی کتاب

036

 

ما (رمان)

یوگنی ایوانویچ زامیاتین

Евге́ний Ива́нович Замя́тин

Мы

رمان ما

«ما» روایتی از آینده‌ای تاریک.


قبل از جورج اورول در رمان «1984» (1948)، قبل از آلدوکس هاکسلی در «دنیای قشنگ نو» (1932)، یوگنی زامیاتین نویسنده اهل شوروی در 1921 آرمان شهری را در کتاب «ما» به تصویر می‌کشد که در آن انسان‌ها آزادی را به بهای سعادت‌شان فروخته‌اند.

بعد از جنگ دویست ساله‌ای که فقط دو دهم جمعیت زمین از آن جان سالم به در برده‌اند، دیگر نه جامعه‌ای باقی مانده و نه کشور و تمدنی. تمام انسان‌ها (اعداد!) تحت یک حکومت واحد «یکتادولت» و در یک کشور واحد «یکتاکشور» مستقر شده‌اند. تحت حکومتی از منطق محض، قوانینی نوشته شده توسط ریاضیدانان که در آن همه‌چیز پیش‌بینی شده است و امکان وقوع امری غیر از آنچه برنامه‌ریزی شده وجود ندارد. دنیای مکانیکی بی نقص. در کشوری که توسط دیواری شیشه‌ای محصور شده و از طبیعت وحشیانه نیاکان انسان‌ها جدا شده، که هیچکس از آن دیوار عبور نکرده است. کشوری ساخته شده از شیشه. شیشه‌ای محکم‌تر از فولاد که تمام خانه‌ها و وسایل زندگی و شهر از آن ساخته شده تا هیچ چیز از دید هیچکس مخفی نماند. قبل از جنگ دویست ساله عشق و گرسنگی بر جهان حکومت می‌کرد و بعد از آن گرسنگی توسط ماده‌ای از فراورده‌های نفتی ریشه کن شد و عشق زیر لوای ریاضیات و جبر مدفون شد. آزادی از انسان‌ها گرفته شد و در ازای آن سعادت به آن‌ها داده شد. چرا که وعده بهشت نیاکان ما هم چنین است. در بهشت دوحق انتخاب وجود دارد: آزادی بدون سعادت یا سعادت بدون آزادی. حال بعد از جنگ در یکتاکشور بهشتی مقرر شده است که انسان‌ها همیشه طالب آن بوده‌اند!

دنیایی که در آن انسان‌ها روح ندارند (ولی اصولا روح یعنی چه؟ معنایش را درست نمی‌فهمم. ص 115). انسان‌ها حق تخیل ندارند چون تخیل کردن یک بیماری است. دنیایی که در آن خیانت یک آرمان است. دنیایی که در آن شهوت انسان‌ها طبق منطق و برنامه‌ریزی انجام شده تحت فرمان آمده؛ عشق معنایی ندارد. دنیایی بدون احساس.

جایی که انسان‌ها اسم ندارند. هرکس شماره‌ای دارد و وظیفه‌ای که نمی‌تواند از آن تخطی کند. همه جزیی از یک کل هستند که هرکاری را طبق برنامه و منظم و هماهنگ باهم انجام می‌دهند، حتی به دهان بردن و جویدن 50بار لقمه در دهان هم طبق برنامه است!

"ما" دنیای سیاهی‌ست، یک ضدآرمان‌شهر!

اگر از 1984 خوشتان آمده و دنیای قشنگ نو را دوست دارید از این کتاب لذت خواهید برد. «ما» کتابی‌ست که بدون شک این دو کتاب از آن الهام گرفته‌اند.

 

بریده هایی از کتاب:

رابطه‌ی آزادی و جنایت همانقدر ناگسستنی است که حرکت هواپیما و سرعت آن، یعنی وقتی سرعت هواپیما به صفر میرسد، دیگر حرکت نمیکند؛ وقتی آزادی بشر به صفر میرسد، دیگر مرتکب جنایت نمیشد. این واضح است. تنها راه رهایی بشر از شر جنایت، رهایی بخشیدن وی از شر آزادی است!

صفحه 62

 

نویسنده این پست: مصطفی

 

نام کتاب : ما

نویسنده : یوگنی زامیاتین

مترجم : انوشیروان دولتشاهی

موضوع : رمان

ناشر : نشر دیگر

سال انتشار : چاپ اول 1379

قیمت : 3500 تومان

 


   + محمد رضا محمدی مهر ; ٦:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/۳/۱٥
comment نظرات ()

035

 

آخرین غروبهای زمین (داستان کوتاه)

روبرتو بولانیو

Last Evenings Of Earth

Roberto Bolano

آخرین غروبهای زمین

 

این مجموعه داستان، کتابی است در وصف زندگی، اما نه زندگی مردم عادی، بلکه زندگی نویسندگان آن هم نویسندگانی گمنام، شکست خورده و فراموش شده.

نویسنده ای آواره (مهاجر از شیلی به اسپانیا) از نویسندگان آواره دیگر می نویسد. کتاب شامل سیزده داستان است که در اینجا قصد ندارم از تک تک آنها بنویسم و تنها به مشخصه های کلی کتاب اشاره میکنم.

اولین چیزی که در این مجموعه داستان توجه من را جلب کرد، پایان بندی هر داستان بود. قصه دقیقاً آنجایی که انتظارش را نداری تمام می شود. نویسنده آرام آرام شما را با یک شخصیت و زندگی او درگیر میکند، تصویرسازیها و عناصر داستان را به خورد خواننده می دهد، و درست در همانجایی که با علاقه منتظر ادامه داستان هستید، همه چیز تمام می شود. گویی در میانه یک مکالمه تلفنی که پیش بینی میکنید تا ساعتی دیگر به طول بیانجامد، ناگهان ارتباط قطع می شود و دیگر هیچگاه ارتباطی برقرار نخواهد شد. دقیقاً به همین سادگی.

دیگری ساده بودن بیان نویسنده در تعریف داستان هاست. مسائل روزمره و بسیاره ساده ای اتفاق می افتند اما به طرز عجیبی کلمات در عمق جان خواننده ریشه می دوانند. نویسنده در قالب راوی دوم شخص دست روی خصوصی ترین حالات روحی فرد می گذارد. ساده بودن از مزیت های داستانهای این مجموعه است و نقطه اوج هر داستان همانجاست که پایان می یابد.

و اما شخصیت ها نام ندارند، و برعکس داستانهای آمریکای لاتین و اسپانیا به جای نامهای طولانی و سخت از حروف انگلیسی استفاده شده است. B ، U ، W ، همسر U ، دوست W و ...

و در نهایت خلاء داستانها بسیار جذاب است. گویی حفره ای در میانه متن وجود دارد که نویسنده هر چه سعی میکند آن را پُر کند برعکس حفره بزرگتر میشود. بهترین قسمت کار بیان درونی ترین تمایلات فردی است. آنهایی که حتی گاهی خودت هم از آنها غافلی...

 

بریده هایی از کتاب:

"یک اعتراف: نمی توانم بی آنکه واقعا احساس مریض بودن کنم، خاطرات نرودا را بخوانم. انبوهی است از تناقض. آنهمه تلاش برای پنهان کردن و زیبا جلوه دادن چیزی با چهره ای تخریب شده. چه بخشندگی ناچیزی، چه شوخ طبعی ناچیزی."

داستان "فهرست" – صفحه 208

 

"و بعد رامیرز شروع کرد به حرف زدن در مورد خانواده اش، یا شاید دندان پزشک بود که در مورد خانواده اش برایم گفت، اما به هر حال هیچ چیز برای گفتن وجود نداشت. چرا متوجه نیستی؟ هیچ چیز. و من واقعاً متوجه نبودم، در نتیجه فقط برای اینکه حرفی زده باشم شروع کردم به حرف زدن در مورد ساختمان های خالی و فریفتگی، اما دوستم با اشاره ای ساکتم کرد."

داستان "دندان پزشک" – صفحه 193

 

"فالگیر می رود تا لیوانی برای خود بریزد. این حرکت تاثیری چون شلیک آغاز مسابقه دارد. همه پیش می آیند تا برای خود شراب بریزند. فالگیر به سلامتی می نوشد. مر صاحب خانه به سلامتی می نوشد. دخترک رنگ پریده به سلامتی می نوشد. وقتی B می رود تا لیوانش را دوباره پر کند، شرابی باقی نمانده. از میزبانش خداحافظی و آنجا را ترک می کند."

داستان "روزهای 1978" – صفحه 157

 

"یک شب، شش ماه بعد، B به X تلفن می کند. X بلافاصله صدایش را می شناسد. می گوید آه، تویی. سری صدایش به شدت تکان دهنده است. با این حال، B حس می کند X می خواهد چیزی بهش بگوید. B فکر میکند چنان به من گوش می دهد که گویی هیچ زمانی سپری نشده است، گویی دیروز باهم صحبت کرده ایم. چطوری؟ B می پرسد چه خبر تازه؟ بعد از چندتایی جواب تک هجایی، X گوشی را قطع می کند. B سردرگم دوباره شماره تلفنش را می گیرد. اما وقتی تماس برقرار می شود، B تصمیم می گیرد سکوت کند. در آنسوی سیم، صدای X می گوید: خب، کی هستی؟ سکوت. بعد می گوید: گوش می کنم، و صبر می کند. خط تلفن دارد زمان را منتقل می کند ــ زمانی که میان B و X فاصله انداخته بود، زمانی که B نمی توانست درک کند ــ آن را می فشارد و بسط می دهد، بخشی از ماهیت آن را برملا می سازد. B بی آنکه متوجه باشد می زند زیر گریه. می داند که X می داند چه کسی پای تلفن است. بعد، در سکوت، گوشی تلفن را قطع می کند."

داستان "تماس تلفنی" – صفحه 69

 

 

نام کتاب : آخرین غروبهای زمین

نویسنده : روبرتو بولانیو

مترجم : پوپه میثاقی

موضوع : مجموعه داستان

ناشر : نشر چشمه

سال انتشار : چاپ دوم - بهار 91

قیمت : 7500 تومان

 

 

   + محمد رضا محمدی مهر ; ۱:٠۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/۳/۱٠
comment نظرات ()